اسكندر بيگ تركمان
611
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
پياده رفتن شاه عباس از اصفهان بخراسان محض وفاء به نذر واقع است تشريف بردند و از آنجا بموضع دولت آباد بر خوار كه سه فرسخ است رفته مقرر شد كه هر كس از امراء و اركان دولت و ملازمان و مقربان ميل زيارت مرقد منور حضرت امام مفترض الطاعه داشته باشد سواره مرافقت نمايد و تكليف پياده رفتن باحدى نفرمودند زيرا كه نذر مذكور مخصوص ذات مبارك اشرف بود اما ملازمان و مقربان بساط عزت و خدمتكاران ركاب اقدس بنوبه و كشيك مرافقت اختيار نموده هر گاه از پياده رفتن بستوه ميآمدند سوار ميشدند اما دو سه كس از ابتدا تا انتها پياده در ملازمت بوده مطلقا سوارى نكردند . از ملازمان درگاه محمد زمان سلطان بايند و تركمان مشهور بكاولى و مهتر سلمان ركابدار باشى و از صفاهان ميرزا هدايت اللّه نواده نجم ثانى و رفقاى ثلاث طنابى بدست گرفته دوازده هزار ذرع را كه يك فرسخ شرعى است منظور داشته راه ميپيمودند و عمدة المنجمين مولانا جلال يزدى منجم سركار خاصه شريفه حساب آن را نگاه ميداشت كه مشخص شود كه هر روز چه مقدار راه طى مىشود و نيز معلوم گردد كه از صفاهان تا مشهد مقدس چند فرسخ شرعى است و اردوى معلى بقاعده مقرر كوچ كرده منزل به منزل ميرفت و حضرت اعلى بر نهجى كه نذر فرموده بودند قطع مسافت نموده هر جا كه از پياده رفتن دلگير ميشدند لحظهء رحل اقامت انداخته استراحت ميفرمودند بعد از اندك آسودگى و غنودگى باز قدم در راه نهاده بدين و تيره مراحل و منازل طى ميشد تا آنكه در عرض بيست و هشت روز آن مسافت بعيده را قطع فرموده همعنان مراحل توفيق داخل شهر مشهد مقدس معلى و روضه مطهر مزكى شده بادراك سعادت طواف و زيارت آن مرقد منور و مشهد معطر كه بيت يك طواف درش از قول رسول مدنى * تا بهفتاد حج نافله يكسان آمد فايز گشته تارك مباهات بر فرق فرقدان ميسودند و در آن روضهء جنت مثال كه محل استجابت دعا و مهبط فيوضات عالم بالاست در كمال خضوع و خشوع باداى نماز و نياز اشتغال نموده بدرگاه حضرت خالق الارض و السماء بعرض حاجات و ملتمسات و مطالب و مآرب دنيوى و اخروى زبان گشوده بعد از دريافت آن سعادت و ادراك آثار استجابت به چهار باغ مشهد مقدس كه دولتخانهء مباركه است تشريف برده بسعادت و اقبال نزول اجلال فرمودند تاريخ اين واقعه از واردات طبع راقم حروف ثبت افتاده : تاريخ غلام شاه مردان شاه عباس * شه و الا گهر خاقان امجد بطوف مرقد شاه خراسان * پياده رفت با اخلاص بيحد چو صدقش بود رهبر يافت توفيق * كه فايز شد بدان فرخنده مقصد چو از ملك صفاهان رو بره كرد * بدان مطلب رسيد از بخت سرمد